تبليغاتX
دفتر عشق

اسناد خوی

 

در بایگانی وزارت خارجه اسناد مهمی مربوط به مکاتبات عصر قاجاریه  و دوره پهلوی نگهداری می شود. از جمله این اسناد مدارکی مربوط به شهر خوی است که مشخصات آنها در اینجا درج می گردد تا شاید به دست صاحب همتی این اسناد باز خوانی و گوشه هایی از تاریخ شهرمان برای نسل جوان بازگو گردد.

 این  اسناد در کتاب فهرست اسناد تاريخى وزارت امورخارجه، دوران قاجاريه (سالهای 1322 - 1320ق) معرفی شده و مشخصات آنها چنین است:

 1. كارتن شماره 10، پوشه 6، سه سند: مكاتبات كارگزارى خوى و سلماس با وزارت خارجه، زمان مكاتبه، 1320ق (ص 65)

 2. كارتن شماره 10، پوشه 7، سه سند: سواد تلگراف وزارت خارجه به كارگزارى خوى در خصوص مجروح شدن ميرزا امين خان بوسيله خنجر زمان مكاتبه، 1320ق (ص 65)

 3. كارتن شماره 10، پوشه 10، 74 سند: مكاتبات وثوق الممالك كارگزار خوى با وزارت خارجه، زمان مكاتبه، 1320ق  (ص 66)

 4. كارتن شماره 12، پوشه 1، 18 سند: مكاتبات متفرقه كارگزارى خوى، زمان مكاتبه، 1321ق  (ص 234)

 5. كارتن شماره 13، پوشه 11، 22 سند: مكاتبات وزارت خارجه با مجدالسلطنه حاکم خوى در خصوص دعاوى اتباع ايران و عثمانى و تابعيت افراد، زمان مكاتبه، 1321ق  (ص 242)

 

 اسناد سلماس

  1. كارتن شماره 10، پوشه 6، سه سند: مكاتبات كارگزارى خوى و سلماس با وزارت خارجه، زمان مكاتبه، 1320ق (ص 65)

 2. كارتن شماره 10، پوشه 8، 36 سند: مكاتبات وزارت خارجه با مجلل الملك كارگزار سلماس، زمان مكاتبه، 1320ق  (ص 66)

 3. كارتن شماره 24، پوشه 1، 42 سند: مكاتبات وزارت خارجه با سفارت عثمانى در خصوص مهاجرت بعضى ارامنه روسيه به ايران و اقامت در سلماس، زمان مكاتبه، 1320ق (ص 150)

 4. كارتن شماره 13، پوشه 6، 16 سند: شكايت اهالى قريه خسرو آباد سلماس در خصوص مداخله سه تن از كشيشان در امور آن ناحيه، زمان مكاتبه، 1321ق (ص 241)

 1. كارتن شماره 19، پوشه 2، 2 سند: تلگراف از سلماس به اروميه در خصوص مسائل سرحدى ايران و عثمانى، زمان مكاتبه، 1321ق (ص 273)

 

 


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 6:22 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


مسجد حاج حسین علی خویی در استانبول

دوست صاحب کمال و ادبم جناب شیخ الحکمایی مطلب زیر را محض برزگواری خود در بخش نظرات درج نموده  اند نظر به اهمیت آن نص نوشته آن گرامی سرور جهت زیادتی فائدت تقدیم ارباب کمال می گردد.

مطلب زير را مدتي پيش دوست گرامي جناب سيد كمال ميرخلف (كه مدتي به كار گردآوري كتابي در باب مساجد استانبول بود) برايم فرستاده است. يك بار هم در يادداشتي از آنجناب جويا شدم كه آيا اين حاجي خويي را مي شناسيد؟ و پاسخي نرسيد. اكنون به تلافي لطف شما مطلب را مي‌فرستم. اميد كه به كار آنجناب و بزرگان بلده شريفه خوي بيايد.
"در بخش آسيايي استانبول واقع در مركز اسكودار در خيابان سيداحمد دره‌سي مسجدي ايراني وجود دارد. اين مسجد در مدخل ورودي گورستان ايرانيان بنا شده و يك غسالخانه و كتابخانه كوچكي دارد. بنا بر ماده تاريخ ذكرشده در اشعار كتيبه سنگي مسجد، بناي اوليه(كه چوبي بوده است) توسط فردي به نام حاج حسين‌علي خويي به تاريخ 1232ق ساخته شده است.


در جهان از نام نيك آمد بقا
ليس للانسان الا ما سعي
لاجرم سركار رخصت جايگاه
قدوه ارباب احسان و سخا
حاجي حسين علي آقاي خويي
اين بنا را كرد در اينجا بنا
گفت دانش بهر تاريخش بلي
نيست احسان را مگر احسان جزا


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 1:36 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


سفرنامه حاتم خان خویی

سفرنامه خواف اثری است از  حاتم خان بن حسن بن محمد خان خويى (زنده در 1328ق)، شرح حال سراينده اين منظومه در جايى ثبت نشده، و خوشبختانه وى جزئيات زندگى خود را در مقدمه منظومه حاضر - تنها اثر بر جاى مانده از وى - ذكر نموده است. بر اساس اين نوشته، نام وى حاتم و نام پدرش حسن و نام جدّش محمدخان است. او و اجدادش از اهالى خوى بوده و جدّش از كارگزاران محمدشاه قاجار در استانبول بوده است. جدّ وى در سال 1251ق در استانبول دار فانى را وداع مى‏كند و پس از مدتى پدر وى به جاى او در به استانبول مشغول خدمت ميشود ولى به واسطه بدرفتارى ميرزا حسين خان مشيرالدوله - كارپرداز استانبول - به مصر مهاجرت و در آن جا راهى ديار آخرت ميشود.

مؤلف پس از پدرش به تبريز مراجعت و بعد از گرفتارى‏هاى متعدد در تبريز به كارپردازى ميرزاعبدالوهاب خان آصف الدوله حاكم آذربايجان مشغول ميشود ولى از بخت‏بد وى او نيز جهان فانى راوداع مى‏كند.

حاتم خان پس از سياحت و مسافرت‏هاى متعدد در گيلان به كارپردازى مؤيدالدوله ابوالفتح ميرزا فرزند حسام السلطنه، حاكم گيلان ميرسد. در سال 1311ق، علاوه بر گيلان، حكومت خراسان نيز به مؤيدالدوله واگذار مى‏گردد و او از حاتم خان

مى‏خواهد كه به مشهد برود و در آن شهر كارپردازى را بعهده بگيرد.

 

ادامه  مطلب

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 22:58 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


نسخه های خطی مدرسه نمازی خوی

سرور گرامی آقای اورین مقدم خویی از وضعیت نسخه های خطی مدرسه نمازی خوی سوال کرده بودند در جواب آن عزیز این مرقومه تحریر گردید:

از ابراز لطف شما ممنونم . امیلتان را خوندم . در رابطه با نسخه  های خطی مدرسه نمازی خوی باید عرض کنم که:

1. متاسفانه فهرست  نسخه های خطی آن نایاب شده و  ناشر وعده داده که مجددا منتشر نماید اما بعید است به این زودی این وعده عملی شود ولی نسخه ای از آن برای استفاده عموم  در کتابخانه مدرسه نمازی خوی موجود است .


2. در رابطه با  تهیه عکس هم باید عرض کنم که از نسخه  های خطی مهم این کتابخانه تو سط یکی از موسسات در قم عکس تهیه  شده اگه نسخه خاصی مد نظر تون هست میشه با موسسه مذکور تماس گرفت تا در صورت موجود بودن فیلم آن عکس تهیه و ارسال گردد.

3. تعداد نسخه های خطی این  مدرسه   1000 نسخه  است که 764 نسخه آن در جلد اول فهرست معرفی شده و بقیهه در جلد دوم معرفی شده است .   امیدوارم جلد دوم آن  به ودی به چاپ برسد .

4. نسخه های مهمی در این کتابخانه موجود است که می شود برخی از آنها را با هماهنگی در نشریات به صورت ویژه معرفی کرد .

در این خصوص باز اگر توضیحاتی لازم بود در خدمت خواهم بود.

حق یارتون

خدانگهدار

تا بعد    


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ساعت 7:27 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


سیمای خوی (متن کامل)

چون دوست عزیزم حسین نیا مرقوم فرمودند که دسترسی برای  کتاب سیمای خوی برایشان مقدور نگردیده برای  استفاده ایشان ودیگر همشهریان گرامی متن کامل کتاب سیمای خوی را تقدیم می دارم .

با این توضیح که چون وبلاگ گنجایش نداشت در دو بخش وبا ریز کردن فونت ها تقدیم می گردد و ضمنا تصاویر نیزنیامده و شماره گذاری صفحات کتاب به هم خورده است . خوشوقتم که به اطلاع دوستان برسانم که چاپ دوم این کتاب همراه با اضافاتی بزودی تقدیم خواهد گردید انشا الله .

بخش دوم 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 ساعت 22:19 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


سیمای خوی (متن کامل)

بخش ۱ 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 ساعت 22:15 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


خرامان خویی

غلامرضا شاعر خویی که در اشعارش خرامان تخلص می کند .دیوان این شاعر در قم نزد یکی از محققان وجود دارد متاسفانه این دیوان در دسترس حقیر نبود تا نمونه اشعاری از آن نقل کنم .

 بیش از این اطلاعاتی از این شاعر به دست نیامد. اگر همشهریان اطلاعات بیشتر ی دارند یاریم کنند.


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 10:9 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


صدرالاسلام خویی

یکی از اندیشمندان شیعی در سده چهاردهم هجری صدرالاسلام محمد امین امامی خویی است او سالها در خوی و نجف اشرف دانش اندوزی نمود و پس از مراجعت در طهران ساکن گردید.

از صدرالاسلام بیش از چهل اثر عملی به فارسی و عربی در موضوعات متعدد مانند فلسفه و عرفان و کلام و فقه و اصول و تاریخ و ادبیات بر جای مانده  که اغلب آنها تاکنون به چاپ رسیده  است.

در این هفته مهم ترین اثر صدرالاسلام خویی به نام مرآت الشرق منتشر گردید. این اثر در دو جلد بالغ بر ۱۶۸۰ صفحه و به قیمت ۱۰۰۰۰ تومان از سوی کتابخانه آیت الله مرعشی منتشر شده است .

مولف در این اثر شرح حال ۶۸۴ دانشمند را به صورت نسبتا مفصل آورده است . او در این کتاب به شخصیت های آذربایجان و خصوصا خوی به صورتمفصل پرداخته و رد این موارد اطلاعات دست اولی ارائه نموده است.

او همچنین فصلی را در بیش از سی صفحه به خاندان دنبلی و اثار عملی فرهنگی آنها در خوی ختصاص داده است.

 


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 23:32 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


پوریای ولی پهلوان اسطوره ای ایران

 بایاد دوست

 

مطلب زیر را از وبلاگ دوست عزیزم خسرو کرمانشاهی با نام از خوی تا خورشید http://kermanshahi.blogfa.com   نقل نموده ام

 

ابتدا باید یادآور شوم كه در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخي اين دو نفر را به اشتباه یك نفر ذكر كرده اند.

1-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار

2-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است.

طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف شده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند.

اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است.

اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم از خود به  يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به پاي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد.

در مورد اينكه پهلوان پورياي ولي در خوي زندگي كرده و در همين شهر و در گورستان مشهور به« پيرولي » دفن شده است به 2 سند مهم تاريخي اشاره مي كنم:

1-در يك طومار قديمي كه در عهد صفويه و حدود 400 سال قبل بر روي پوست آهو نوشته شده، صراحتا آمده است كه پهلوان پورياي ولي از شهرستان خوي بود. متن كامل و تصوير اين طومار در كتاب « ورزش باستاني ايران» نوشته دكتر پرويز ور جاوند آمده است.

2-در كتاب «مرآت الشرق» (كه اخیرا از سوی کتابخانه آیت الله مرعشی منتشر شده و شامل شرح حال ۶۸۴ تن از دانشمندان  شيعه در قرن هاي 13و14 هجري قمري می باشد)  زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي ذکر شده د شده است.

 در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در  این سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. که بر اساس آن نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته است. البته اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد که  افرادی براي زنده نگه داشتن نام پدرشان فرزند خود را به نام پدرشان نام گذاری می کنند.

بر اساس آن سنگ فبر پورياي ولي سال ۸۲۰ هجري قمري دار فانی را وداع گفته است.

 

3- سند ديگر در این مورد داستاني است که در مورد پورياي ولي در بین مردم خوي از گذشته هاي دور در باره قبر پوریای ولی سینه به سینه نقل شده است و ما نمي توانيم از داستان هاي كه مردم بصورت سينه به سينه نقل مي كنند.، به سادگي بگذريم. همچنان كه قبل از اينكه تحقيقات مورخين در مورد مزارشمس تبريزي منتشر شود مردم خوي با نقل داستانها به مزار شمس در خوي اشاره مي كردند.

به هر حال اين داستان كه در كتابهاي تاريخي هم نقل شده، علت اسطوره شدن پورياي ولي را نشان مي دهد. این داستان در بین مردم خوی چنین معروف است که:

جواني از فقراي شهر خوي كه از نعمت پدر محروم بود. عاشق دختر حاكم اين شهر مي شود. او كه تنها فرزند مادرش بود، از شدت عشق بيمار و بستري مي گردد. مداواهاي پزشكان در علاج بيمار كارگر نمي افتد چرا كه بيماري عشق درمان جسمي ندارد.

بالاخره پسر زبان مي گشايد واز عشقش به دختر حاكم مي گويد. مادر و نزديكانش وي را نكوهش مي كنند. اما پسر بر عشق خويش پافشاری مي كند و مادر به ناچار به خواستگاري دختر حاكم مي رود. خبر به گوش دختر حاكم مي رسد و وي ازدواج خود با آن پسر يتيم را مشروط به پيروزي وی بر پهلوان نامدار خوي،پورياي ولي مي كند. از آنجا كه عشق منطق ديگري دارد. پسر جوان با وجود اينكه مي داند، توان غلبه بر پورياي ولي را ندارد، براي مبارزه و كشتي گرفتن اعلام آمادگي مي كند. تاريخ مبارزه  روز جمعه تعيين مي شود.

در شب پنج شنبه در يكي از مساجد شهر، مادر آن جوان حلواي نذري پخش مي كند که از قضا پورياي ولي هم آنجا حضور  داشت. پهلوان از مادر مي پرسد: سبب نذرت چيست؟ و او جواب مي دهد: پسرم براي ازدواج با دختر حاكم بايد با پورياي ولي كشتي بگيرد و من این حلوا نذر كرده ام تا پسرم پيروز گردد.

پوريا دچار ترديد مي شود. ترديد در مورد حفظ موقعيت خود به عنوان پهلوان شهر يا اجابت  نذر يك مادر و حركت در جهت رساندن يك جوان به آرزوي خود. او در اين ترديد تصميمي شجاعانه مي گيرد که باعث اسطوره شدن پورياي ولي مي گردد. روز موعود فرا مي رسد. پوريا و جوان عاشق در ميدان كشتي حاضر مي شوند. جمعيت انبوهي به تماشا ايستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدني ، پهلوان نامدار شهرشان پيروز گردد. اما نتيجه چيز ديگري است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق مي كند.

خود پهلوان پورياي ولي در اين مورد مي گويد: وقتي پشتم به خاك رسيد و آن جوان بر سينه ام نشست. ناگهان حجاب از ديدگانم به كنار رفت و  آن معرفتي را كه سالها در جستجويش بودم، در مقابل ديدگانم يافتم.

مردم، جوان پيروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاكم حركت كردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زير دست و پاي مردم نظاره گر شادي آن جوان و گريه هاي شوق مادرش بود. ديگر هيچكس پوريا را به چشم پهلوان نمي نگريست.

سالها بدين منوال سپري شد و مردم زماني متوجه قضيه شدند كه پهلوان پوريا نقاب خاك بر سر كشيده يود. از آن زمان پوريا به پهلوان افسانه اي و اسطوره اي تبديل شد.

ده فرمان مشهور جوانمردي كه از پوريا به يادگار مانده، جزو اصول ورزش باستاني كشور است و اين ده فرمان سالها سرلوحه پهلوانان خوي بوده و هنوز هم سينه به سينه نقل مي گردد.

 

 تصویر مزار پوریای ولی در خوی

این تصویر از وبلاگ دوست عزیزم حسین نیا (گون آیدین) گرفته شده است.

 

 

 


 

نوشته شده توسط علی صدرایی خویی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 7:28 موضوع خوی شناسی | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting